رضا قليخان هدايت
770
مجمع الفصحاء ( فارسي )
ديدن و ناديدنش بود به نزديك خلق * گه چو جمال يقين گه چو خيال گمان از بر ايوان ماه بارگهى بود خوب * ساكن او خواجهيى فاضل نيكوبيان وز بر آن بارگاه بزمگهى بود خوش * حوروشى اندرو غيرت حور جنان وز بر آن بزمگاه نوبتى خسروى * همچو قضا كامكار همچو قدر كامران وز بر او مسندى خوابگه خواجهاى * كوست به تأثير سعد صورت و معنى جان وز بر آن خوابگاه طارم پيرى خسيس * همچو امل دوربين همچو اجل جانستان گشت ز سيارگان رتبت او بيش از آنك * بام خداوند را هست به شب پاسبان بدر سپهر كرم صدر كرام عجم * صاحب سيف و قلم فخر زمين و زمان مكرم دريا نوال صفدر بدخواه مال * خواجهء گيتىگشاى صاحب خسرونشان لفظ گهربار او غيرت ابر بهار * دست زرافشان او طعنهء باد خزان تا خبر بأس او در ملكوت اوفتاد * سبحهء روح الامين نيست بجز الامان دشمن تو كى بود با تو برابر به جاه * شير علم كى بود همسر شير ژيان